تبليغاتX
سلولی مولکولی آزاد تهران پزشکی
+ نوشته شده توسط TPM در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 23:54 |
سال ۸۶ هم کلید خورد.الآنم داره سکانسای اوّلشو میگذرونه...،کی میدونه سناریو از چه قراره؟!کی میدونه ته فیلمنامه چه جوری میخواد تموم شه؟!کی میدونه آخر قصه چیه؟!

من که نمیدونم،ولی امیدوارم سال ۸۶ برای همتون،همون جوری باشه و اون جوری تموم شه که خودتون دوست دارین...

سال ۸۵ هم با همه خوبیو بدیهاش،با همه تلخیو شیرینهاش،همه فراز و نشیباش بارشو بست و رفت.سالیکه آخراش یه جورایی مثل هر سال نبود،اون شور و حال قبل از عید و اومدن عید،انگاری مثل همیشه نبود .البته شایدم به نظر من اینجوری اومد!

دانشگام یه جورایی شده بود.دعوت  به کمیته انضباطیو جلسه استیناف به صرف چای و شیرینی با اون ابعاد و تعداد نفرات ندیده بودیم،که دیدیم!!!یعنی چی؟!چی شد؟!که چی بشه؟!بیشتر شبیه یه فراخوان عمومی بود تا... یعنی مشکل دانشگاه اینه؟!!!همه چی سر جاش بدون هیچ مشکلی؟!!! کاش اینطور بود...

وقت آزاد توی آزاد،یه جوری باید بگذروننش!!! تازه فکر اون ور عیدم کردن،گفتن که میخوان با ذره بینو دوربین شکاری  دانشجوها رو ردیابی کنن،آمارشونو در آرن!بگذریم،چون آخرش میرسه به خونه اول بازی...

توی سال ۸۶ بهترین آرزوها رو آرزومندم برای همه دوستام،همه دوستان،...برای همه. 

اینم بگم که من tpm نیستم،یکی از شماهام که گاهی اینجا مینویسم.ایام به کام.

   گ ا ل ی و ر

+ نوشته شده توسط TPM در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 23:16 |
 
 سلام بچه ها
سال جدید رو به همه شما و خانواده محترمتون تبریک میگم و سال خوبی براتون ارزو می کنم
رفته بودم جنوب نتونستم بنویسم شرمنده
+ نوشته شده توسط TPM در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 1:6 |
سلام

چند تا مورد مهم پیش اومده که نوشتنش از بقیه چیزا مهم تره .

۱- متن نوشته شده توسط نیش نیش که توهین آمیز بود به همراه نظراتش حذف شد.

۲-نضرات متن و یه بار دیگه خوندم . آقای توروب و نیش نیش بسیار بسیار بد نوشته بودن . توروب مگه کسی به قیافه مسخره تو گیر میده که میای اینجا ویز ویز می کنی؟ یا کسی به کفشات که بندش رنگارنگ مثل بچه هاست کاری داره؟  دوست داری می پوشی کسی هم حق دخالت نداره. نیش نیش کسی به تو به خاطر ۱۰۰۰ تا عیبی که داری حرفی زده ؟ اگه نه بیا تا خودم برات بگم.

توروب دیگه اینجا چرت و پرت ننویس .

۳- یه بار دیگه میگم نظر بدین انتقاد کنید ولی توهین نکنین . اون چیزی که شما نوشتین جز توهین چیزی نبود. اگه دوست دارین به عقاید شما احترام گذاشته بشه به عقاید دیگران احترام بذارین.

۴-به عنوان مدیریت وبلاگ از تمام کسانی که آزورده خاطر شدند رسماْ عذر خواهی و معذرت خواهی میکنم .

۵- رمز عبور  برای نیش نیش هم عوض شده و تا اطلاع ثانوی ممنوع القلم می باشند

یه خسته نباشد  در این مدت یک سال و نیم هم از طرف دوستان به نماینده کلاس به خاطر زحمات ایشون. خسته نباشین.

امیدوارم  عذر خواهی منو قبول کنید. 

منتظر نظرات سازنده شما هستیم       

    TPM   

 

 

+ نوشته شده توسط TPM در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 1:37 |

سلام به همه عزیزان که در این مدت ما رو با نظراشون تشویق کردن.

چند وقتی بود ننوشتم , معذرت .

در این مدت اتفاقات زیادی افتاد که میشه به ثبت نام ترم جدید و تولد یکی از دوستان با نام مستعار پارس زیست و از همه مهم تر ولنتاین اشاره کرد .

موضوع اول یعنی ثبت نام بسیار مفصل که نوشتم ولی بعداً آپ می کنم.

دومی تولد پارس زیست بود که شرح اونو می نویسم.

ماجرا از اونجا شروع شد که پارس زیست می خواست سوسول بازی در بیاره و تولد بگیره وبعد از کلی جلسه رسمی و غیر رسمی با من و گالیور قرار شد این کار و انجام بده .

روز و مکان معین شد و به مدعووین گفته شد .

 اما مهمانان این ضیافت عبارت بودند از:

خانمها : 2 عدد 206 مشکی با این تفاوت که یکی معمولی و دیگری اتوماتیک بوده البته مثل اینکه اتوماتیک افتخار داده بودن و با نیش نش

(پراید سفید داغون) اومده بودن.

یک سمند نقره ای ال ایکس که با 2 سرنشین در دقیقه 90 اضافه شدن ، آخه مسافرت بودن. که(با لهجه بخونین ) یهههههو اومدن.

 و یه خانم دیگه که تازه به جمع ما پیوستن و چون هنوز از اخلاق و روحیات ایشون اطلاع ندارم نمی تونم اسمی بنویسم شاید ناراحت بشن . پس نام ایشون تا اطلاع ثانوی ناشناس نوشته میشه . البته ناشناس با یه شناس اومده بود.!!!

از آقایون: من و گالیور و ریتمکده و نیش نیش و 3 تا شخصیت جدید که با نام مستعار : اولی (جوجه طلایی دخترا) آخه خیلی جیگره البته از نظر دخترا .!!

دومی هم : تیم ملی و سومی : کمدی کلاس (توروب) و سه تا از دوستای خود میزبان .

بله این طوری بود که مهمونی شروع شد . مکان هم بانی چووو در میرداماد .

بیشتر این مهمان ها 2 تا 2 تا اومدن !!! مثل خودم که با گالیور اومدم .

طبقه دوم میز رزرو کردیم که یههههههو اینگار که مدرسه دخترونه تعطیل شده باشه 30 تا 40 تا دختر ریختن بالا . آقا نگو با معلمشون اومده بودن گردش خلاصه خیلی شلوغ شد .

یه کم طول کشید تا همه جمع بشن. حالا دیگه نوبت سفارش غذا بود. هر کی یه چیزی سفارش داد یکی پیتزا بانی یکی بی بی نمی دونم چی یکی همبرگر یکی ژامبون بوقلمون و از سفارشات جالب یک لیوان به اندازه بشکه 200 لیتری آبجو بود !!! این گالیور جینگولک بازیشو همه جا باید داشته باشه .

اوه ه ه ه ه یه چیزه خفن : داشتیم غذا می خوردیم که یه دختر با یه پسر یههههو اومدن بالا بعد نیش نیش یهههههو از جا کنده شد و اون دختره هم اومد سمت نیش نیش و سلام و احول پرسی و دست و بوس و نه معذرت این آخری نبود ولی اگه 206 نبود شاید ..... بماند ما که نفهمیدیم کی بود ولی خودش می گفت یه آشنای قدیمی !!! بعدم 206 به نیش نیش گفت حالتو میگیرم و باید تکلیف من و روشن کنی و.... نیش نیشم که خودتون می دونین آخره (زذ) داشت به این حرکت دست میزد . افتاده بود به ...... . 206 به ما گفت که سیاه و کبودش می کنه . فرداش که اومد دانشگاه همین طوری بود سیاه و کبود و شل شده بود یوری را میرفت. دمت گرم 206 حال کردیم ناز شستت.حقشه باید ادب بشه. ادبش کن .

آقا این داستان های نیش نیش و 206 خیلی باحاله بعداً مینویسم براتون. شایدم کتابش کردم و جایزه هم گرفتم.

بعد که غذا تموم شد البته این توروب غذای همرو خورد یعنی میزو جمع کرد نمی دونم کجا جا میده این همرو از ریتمکده هم بیشتر می خوره!!

نوبت کادو ها و کیک شده بود. کادوهارو من باز می کردم.کیک هم بسیار زیبا بود که 206 با نیش نیش خریده بودن البته 100% سلیقه 206 بود چون نیش نیش مال این حرفا نیست.

کادوها: من و گالیور 2 تا تابلوی با حال گرفته بودیم . ریتمکده 2 تا کتاب ؛ چنتا از بچه ها پول دادن. نیش نیش و 206 علاوه بر کیک روان نویس و عطر. بقیه هم کتاب و از این جور چیزا آخه پارس زیست عشق مطالعه هست و این کارست.

بعد هم کلی خندیدیم و لذت بردیم در کل روز خوبی بود.

این بود تولد پارس زیست . عکس و فیلم هم تهیه شد که یک نسخه از آن در اختیار حراست دانشگاه قرار داده شد. برای تهیه به نگهبانی جلوی درب ورودی مراجعه کنید.

پارس زیست تولدت مبارک. عزیزم.

نظر فراموش نشه.

------------------------------------------

موضوع بعدی : ولنتاین.

افشاگری های وبلاگ در مورد ولنتاین

حتماً بخوانید

-----------------------------------------

+ نوشته شده توسط TPM در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 19:51 |
بچه ها حالم خوب نیست . حس خوبی ندارم .

به خدا من نامرد نیستم . نشد.

---------------------------------------------------------------------

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

                             پرشی دارد اندازه ی عشق

+ نوشته شده توسط TPM در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 4:22 |
سلام به بچه های درس خون و آروم

من رو نمیشناسین؟

من مسئول آموزش هستم بشینین درستون رو بخونین

دنبال این کارا هم نرین

این وبلاگ رو هک کردم تا بدونین ما هم بلدیم

آقای تی پی ام

بار آخرت باشه

 

+ نوشته شده توسط TPM در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 12:24 |
یه چند روزی تعطیلات رسمیه( تاسوعا-عاشورا ) ما هم تعطیلش کردیم.ولی برمی گردیمبه زودی
+ نوشته شده توسط TPM در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 17:27 |

 

سلام

اول لازمه تشكر كنم از اونايي كه نظر دادن و مارو دل گرم كردن . تشكر

يه خبري رو شنيدم حال كردم البته خبرش كمي قديمي ولي براي من جديد بوده.

ميگن يه نفر يه شب تا صبح در خونه طرفش خوابيده !!!! نه اصرار نكنيد نمي تونم اسمشو بگم چون همتون به احتمال 99% مي دونيد كيه ؟؟؟

ولش كن بابا به ماچه كه كي با كيه ؟

حالا يه خبره جديد :

گشت شبانه بعضي بچه هاي كلاس در خيابان هاي شهر ( البته فقط پسرا )

طي ديده ها و شنيده هاي خودم ، آخه خودم پايه ثابت كار بودم خيلي خوش گذشته .

ماجرا از اونجا شروع شد كه تصميم گرفتم برم خونه گاليور ( اسم مستعار) معمولا ما 2 تا زياد باهميم.رفتم ديدم گاليور شام خورده داره موزيك گوش ميده نمي دونم خراب كي بود؟؟؟ ولي خراب خم ابروي .....

البته من يه سي دي از رضاصادقي (جديد) و يه نفر كه صداش مثل شادمهره براش بردم آهنگاش خراب كننده بود.

بعد زديم بيرون حدود 11:30 بود رفتيم پيش www.ritmkadeh.com اونم با ما همراه شد و رفتيم پيش پرايد داغون سفيده البته مي گفت خواب بوده . خلاصه 4 تايي سفرو شروع كرديم . رفتيم ميدونه كاج جاتون خالي بستني ميوه اي با خامه و شكلات خورديم البته اين پرايد سفيد داغونه خامه نمي خوره آخه مي ترسه اندام چوب خشكيش به هم بريزه نمي دونم شايدم طرف گفته خامه نخوره !! منم گفتم خامشو برا من بزنه چه حالي داد . بعد 3 يا 4 تا خلاف راهنمائي و رانندگي كرديم مثلا سعادت آباد و از 2 طرف خلاف رفتيم اين www.ritmkadeh.com هي جيغ و ويغ مي كرد چه قد جون عزيزه با اون هيكل كه چيزيش نمي شد !!!!

فيلم هاي اين خلاف كاري ها در گوشي گاليور موجود است وعلاقه مندان مي تونن نگاه كنن.

بعد رفتيم پارك حيوانات البته هيچ حيووني اونجا نبود . ولي بازم جاتون خالي از اين وسيله هاي ورزشي مدرن اونجا بود كلي بازي كرديم يعني بيشتر از همه گاليور حال مي كرد. فكر كنم 1:30 بود پرايد سفيد داغونه گفت بايد بر گردم البته هي مي گفت من خوابما يادتون نره ؛ شما هم فكر كنين خواب بوده.

پيادش كرديم رفتيم www.ritmkadeh.com رو پياده كنيم كه قرار شد براي من و گاليور 2 تا سي دي آهنگ جديد بزنه ما هم يه 30 دقيقه در خونشون بوديم تا سي دي بزنه . زد دستش درد نكنه.

بعد رفتيم خونه گاليور و از اونجا كه من مي خواستم يه 1 ساعت ديگه پيشش باشم ماشين و گذاشتم تو پاركينگ و رفتيم بالا . بعد از يه 30 دقيقه 2 تا از بچه هاي دانشگاه كه شما نميشناسيد ولي زياد ديدينشون به نام هاي مستعار (--------- و--------- ) به دليل مسائل امنيتي اسم مستعارشونم نمي تونم بگم زنگ زدن گفتن ميان اونجا. يه 1:30 اونجا بودن و در مورد چيزاي زيادي حرف زديم بعد ديگه خواستن برن كه منم از گاليور خداحافظي كردم و اومدم پايين ماشينو بر دارم ديدم يه 206 سفيد زده پشت ماشين ؟؟؟؟؟ حالا من ساعت 4 صبح زنگ كيو بزنم ؟؟؟؟؟؟ هيچي اون 2 تا رفتن و منم قرار شد بخوابم تا صبح خونه گاليور .

 گاليور با گلابي (اسم مستعار) صبح قرار بود برن كوه . عجب كلاس با حالي شب بيرون روز بيرون .هيچي اومديم بخوابيم . گاليور خوابش مي اومد خوابيد ولي من نه . رفتم يه سر 360 درجه ( همه كه ميدونين چيه ) ماشالله كلاس ما اينجارو هم آباد كرده.

 ساعت 6 شده بود ديگه خوابم مي اومد رفتم خوابيدم . صبح هم 8:30 زديم بيرون به طرف تجريش كه گلابي و سوار كنيم بريم كوه . صبح هم يه خلاف ديگه كرديم . از خروجي همت به طرف گاندي و خلاف اومديم يعني از گاندي خلاف رفتيم تو همت البته من هميشه دنده عقب اين مسيرو مي رفتم ولي اين بار جلويي رفتيم خيلي حال داد 5 ثانيه نشد يه سمند سفيد از اين گشتاي نا محسوس از جلومون رد شد شانس اورديم نديد.

يا شايدم ديد و لي حالشو نداشت .

رفتيم سراغ گلابي تصميم گرفتيم بريم كوه هاي محل ما آخه ما توي كوه زندگي مي كنيم .

خلاصه من رفتم خونه لباس عوض كردم و وسائل صبحانه رو حاظر كردم رفتيم نون بربري هم خريديم رفتيم بالا كه كوله افتاد و فلاسك چايي شكست و ما مونديم توي اون برف بي چايي. ولي آبميوه و خامه عسل و نون و حلوا شكري بود . ميل كرديم جاتون خالي . بعدم رفتيم بالا و كلي عكس گرفتيم . تاب بازي كرديم.خيلي خيلي حال داد هم خلوت بود هم زيبا. بعدم اومديم پايين . كه يكي از اون (-------) زنگ زد و گفت مي آم پيشتون. ديگه ظهر شده بود كه (-------) گفت بريم فلافل بخوريم .

قابل توجه خانم ها فلافل يه جور ساندويچ كه از نخود درست مي كنن.

خورديم ومنم گلابي و گاليورو رسوندم و اومدم خونه.

اين بود گردش علمي فرهنگي تفريحي بچه هاي كلاس. تا حالا پسرايي رو ديدين كه تفريح سالم انجام بدن .حالا ببينين.

نظر يادتون نره

شما هم نوشته هاي خود را در قسمت نظر ها بنويسد تا در صفحه اول قرار دهيم . بازم تشكر

+ نوشته شده توسط TPM در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 21:43 |

سلام

موضوع : آموزش دانشكده زيست شناسي !!!!!

سوال ها :

1- آيا دانشكده زيست شناسي آموزش دارد ؟

2- آيا ما در دانشگاه تحصيل مي كنيم يا در مدرسه ؟

3- آيا آموزش دانشكده كاري هم انجام مي دهد ؟ يا فقط جهت صرف غذا و خواندن نماز به دانشگاه مي آيند؟ اونم فقط از ساعت 12 تا 1 ؟

4- آيا در دانشكده ما حرف رئيس دانشكده (دكتر شهاب) خريدار دارد ؟

5- آيا آموزش حرف ها و دستورات دكتر شهاب را انجام ميدهد يا دكتر شهاب دستورات آموزش را انجام مي دهد ؟؟

6- آيا به گفته خانم غزاني (آموزش ميكروب) ما نسل سوخته اين رشته هستيم ؟

7- آيا در دانشكده ما قوانين آموزشي به درستي اجرا مي شود؟ يا بر حسب سليقه آموزش يا قيافه طرف قوانين تغيير مي كند ؟

8- آيا ما گناه كرديم كه رئيس دانشگاه ( دكتر يحيوي ) معاون اول جاسبي كه همين طوري قانون مي نويسه و فقط هم در دانشگاه ما اجرا مي شه ؟

9- آيا در دانشگاه ما همه با هم فاميل هستن ؟ مثلا دكتر شوشتريان با يحيوي يا موارد خيلي زياد ...... ؟

10- آيا در دانشگاه ما استاد ها آچار فرانسه هستن كه يه استاد 4 يا 5 تا درس ارائه ميده مثلا يه استاد داريم ....... كه معارف و شيمي و رياضي و تاريخ اسلام و تنظيم خانواده و پاتولوژي و زيست و آشپزي و گريم و موسيقي و پرده بازي و پاچه خواري و دختر بازي و همرو درس ميده ؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!

11- آيا ما دانشجو هستيم ؟

12- آيا دانشگاه دلش به حال ما مي سوزه ؟

13- آيا آزمايشگاه هاي ما مجهز هستن؟

14- آيا و آيا و آيا ................

جواب هاي خودم به سوالات :

1- بله كه دارد خوبشم دارد تازه اتاقشم عوض شده بزرگتر شده طبقه 4 دست راست كي ميگه آموزش نداره هر كي گفته ..... كرده .آموزش ما يكي از فعال ترين آموزش ها در دانشگاه هست البته در همون 2 مورد ذكر شده ( ناهار و نماز اونم فقط از ساعت 12 تا 1 )

اگه آموزش نداشتيم پس كي اين قانون هاي جالب و اجرا مي كنه يا كي مي تونه 4 -5 تا امتحان خفن و سخت و پشت سر هم قرار بده كه پوست من و تو كنده بشه اونوقت از آمار زيستي تا وصايا 10 روز و خالي بزاره كه بريم حالشو ببريم . من كه اين قدر قرص و قهوه خوردم توي اين مدت كه اين 10 روز مي تونه فرصت خوبي باشه تا برم دكتر براي معالجه .

2- چي مدرسه چيه ديگه درست صحبت كن داري در مورد دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي تهران حرف مزني يه بار ديگه: دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي تهران فهميدي يا نه .

مگه توي مدرسه پسر و دخترا با هم درس مي خونن ؟ يا مگه توي مدرسه گربه هست ؟ مگه توي مدرسه غذا ميدن؟ مگه تو مدرسه شير آب هست يا سايت اينترنتي ؟ پس حالا فهميدي مدرسه نيست دانشگاهه دانشگاه اونم كجا دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي تهران . ديگه تكرار نشه ها !!!!!

3- بله همه مي دونن چطوري آموزش كار انجام ميده پس اين دانشجوهاي تنبل كه درس نمي خونن كي به خونشون زنگ مي زنه ميگه بچتون مشروط شده يا ليست مشروطي هارو كه به ديوار مزنه كه عبرت بقيه بشه ؟ واقعا خسته نباشن.

4- بله كه خريدار داره مثلا دكتر به آموزش ميگه شما خانوما خيلي خسته مي شين برين يه چاي بخورين اونام با كله ميرن .

5- در يك تعامل 2 جانبه حرف هاي دكتر شهاب با جملاتي از طرف آموزش مثل : دكتر مارو جلوي دانشجوها خراب نكن يا دكتر انجام چنين كاري از عهده ما خارج يا دكتر ما خسته شديم يا دكتر ولشون كن به ما چه مربوطه به راحتي انجام مي شه . اون جمله دكتر مارو جلوي دانشجو (يعني من ) خراب نكن رو من خودم شنيدم يعني در مورد خودم بود.

6- نسل سوخته ديگه چيه ما زغاليم ما ديگه فسيل شده اين رشته شديم در مورد اين حرف چيزي براي گفتن ندارم چون چيزي نميشه گفت اين جمله اينقد درست بيان شده كه جاي هيچ حرفي در اون نيست.

7- قوانين در دانشكده ما به درستي اتم اجرا ميشه البته اگه از طرف خوششون بياد كه اين قوانين لازم به اجرا ميشن . الان نمونه دست به نقد دارم مثلا به يكي شيمي آلي 1و2 رو با هم نميدن ولي به يكي شيمي 1 و2 شيمي آلي 1و2 بيوشيمي 1و2 همرو با هم ميدن .

8- گناه براي چي اينا پاداش اعمال نيكته كه در اين دنيا داري بهشون ميرسي اين طور نيست . در ضمن ديگه نبينم به يحيوي و جاسبي گير بدي ها .

9- در اين كه شكي نيست مگه چه اشكالي داره . تازه به سود ما هم هست وقتي توي يه سيستم همه همديگرو بشناسن كارا بهتر انجام ميشه و محبت دوستي صفا عشق علاقه از دروديوار اين سيستم همين طوري ميزنه بيرون.

10 - از اونجا كه استاد هاي ما آخر علم و سواد هستن بله به تك تك اين رشته ها مسلط هستن و جاي مباهات داره . تازه يه خانومي كه ميگن يه نسبت نزديكم با دكتر يحيوي داره رئيس دانشكده پرستاري - مامائي - روانشناسي - بهداشت - وزير جنگ - وزير دفاع - وزير امور خارجه و.... ( البته در دولت يحيوي) شده اونم با حفظ سمت . اووووووووووووو كي ميره اين همه راهو ................................................

11- دانشجو- شما بگين اگه ما دانشجو نيستيم پس كي دانشجو شما بگين .

12- آره كه مي سوزه اونم چه سوختني اگه ما توي اين دانشگاه نبوديم معلوم نبود الان كجا بوديم شايد دانشگاه تهران بوديم اي ي ي ي ي ي ي ي . دانشگاه تهران كه رودخونه نداره ولي ما داريم.دلشون بسوزه .

13- بله به مدرنترين وسايل روز مثل سينك ظرف شويي - مايع دست شويي - چراغ الكلي - پنس - دست كش - سوزن ميخي - قيچي - چاقو - آب - برق - گاز - تلفن - هوا و........

چه آزمايشگاهي رو ديدين كه اينقد مجهز باشه .

شما چي ميگين

نظر خودتون رو برامون بنويسيد در وبلاگ به اسم خودتون يا اسم مستعارتون قرار ميديم.

+ نوشته شده توسط TPM در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 14:19 |


Powered By
BLOGFA.COM